خیلی جالبه اولین برخورد شما در اولین روز دانشگاهی شما ,
وقتی وارد کلاس می شید , استادی باشه که...
یه کم فیلم رو برمی گردونیم...
صبح دوشنبه اولین روز دانشجو بودن من بود! متاسفانه هنوز
راه های میانبر به دانشگاه رو نمی شناختم برای همین تنبیه روز اول من , نزدیک به 2
کیلومتر پیاده روی تا دم در کلاس بود! حالا پیاده روی که بد نیست , ولی وقتی غوغا
می شه که این 2 کیلومتر کلا سربالایی باشه! امیدوارم درکم کنید که چه کشیدم و چه
می کشم و چه خواهم کشید! به دانشکده فنی مهندسی 1 رسیدم بالاخره. هوووووف! وارد
کلاس شدم. جای تعجب بود که کلاس خالی و یه من خاک نشسته بود رو صندلی ها ! یه بنده
خدایی اومد که چیه چی کار داری گفتم من کلاس دارم ساعت 8 ! کوشن پس اینا ! گفت بده
برگ رو ببینم. هه بابا کلاست فنی مهندسی 2 برگزار می شه نه یک . کی می ره این همه
راه رو ! ولی خلاصه رفتیم اینهمه رو! 2 کلومتر سربالایی با شیبی 2 برابر شیب قبلی
رو پیمودیم. هووووف! جون به لب شدیم ولی بالاخره نمردیم و رسیدیم! در کلاس رو باز
کردم. خیلی جالبه اولین برخورد شما در اولین روز دانشگاهی شما , وقتی وارد کلاس می
شید استادی باشه که شلوار کردی پاش باشه! نمی دونم چطور که تا آخر ردیف جلو نشستم
و خودم رو کنترل کردم که نخندم ولی یواش یواش آدم با شرایط ( حتی به این سختی!) هم
وفق می کنه. نتونستم زیاد به عقب برگردم و کلاس رو یه اسکن داشته باشیم و موکول
کردیم برای زمانی دگر! کلاس کلاس ریاضی عمومی بود و خدا رو شکر تنها این استادی
بود که ( به قول خود کردها ! ) انقدر اصیل مانده بود. کلاس بعدی هم که اول بسم
الله تربیت بدنی بود پیچانیده شد. تقریبا بعد کلاس که با بچه ها گپ می زدیم , همه
جوره داشتیم. از آملی و رشتی و تالشی بگیر تا ترک تبریز و میانه و این کمربند
ادامه داشت تا بجنورد خراسون!
یه کم باز به خودمون امیدوار شدیم که تنها ما فلک زده
نیستیم اینجا ! بچه تهران هم فقط منم و یک خانوم دیگه.
فیلم رو میبرم جلو............
یک ماه و 23 روز گذشته. یکم جلوتر از وسطای پاییزیم.26
آبان. تقریبا با شرایط جدید خودم رو وفق دادم. یک ماه و 23 روز... کمی دلم برای
خونه تنگ شده , با اینکه اینجا (شهر سنندج) خونه مادربزرگم هستم.بیچاره بچه های
خوابگاه...با هم که صحبت می کنیم واقعا نمی تونم درک کنم شرایطشون رو! چرا باید
مایه عذاب باشه دانشگاه اومدنشون...واقعا بحث بحث علاقه است؟! من که فکر نمی کنم.
عصر روز سه شنبه 26 آبان. یک ماه و 23 روز... از دیشب تا
الان داره بارون میاد اینجا ؛ البته هنوز به شرایط اب و هوایی اینجا عادت نکردم.
ولی فک و فامیل که می گن هوای سنندج مثل اینکه بهت ساخته!! تو هوای پاییزی چقدر
این شعر شاملو با صدای فرهاد مزه می ده...
زرد ها بیهوده قرمز نشدند...
قرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوار...
حتما فهمیدید که این مطلب در دو زمان نوشته شده ,
حال و هوام در هر مرحله فرق داشت!
***
قصد دارم در هر مطلبی که می زنم یک ای بوک هم براتون بگذارم
و هدیه کنم به بیننده ها...اگه نویسنده خاصی رو دوست دارید حتما اطلاع بدید.
برای این مطلب کتاب " ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد
" از پائولو کوئیلو رو انتخاب کردم.خودم مشغول خوندنش هستم. به شما هم
پیشنهاد می کنم اگه به کتاب های رمان علاقه دارید حتما این کتاب رو بخونید.
آخه تو روت می شه هر دو ماه دو ماه بیای یه مطلب سلام علیک
بزنی و هی قول بدی که...آره همه چی درست می شه! آقا خود شما کلافه نشدی از دست
مااا؟ نه راست خدایی... البته می دونم که 85 درصد از بیننده ها مخصوصا دوستان
وبلاگیم رو از دست دادم و بیشتر برای همین ناراحتم نه این باگلر زپرتی! (با کی
تو!)
با عرض پوزش و شرمندگی ( روم نمیشه سرمو بیارم بالا! )
مثل اینکه باز برگشتیم ( ولی ایندفعه قول نمی دم!) یه بار
بهونه مشغله می اوردیم...یه بار بهونه کنکور! امید دیگه چته سرت به سنگ خورده؟! (
بلا به دور...!!)
نه اندفعه دیگه جدا مثل اینکه یه کم دریای دل ما آروم شده و
اومدیم این کشتی عن قریب به گل نشسته رو از این منجلاب و باتلاق بکشیم بیرون.
گفتیم کنکور , خدا رو شکر ... خدا رو صد هزار مرتبه شکر که
کابوس تموم شد. باورم نمی شه که این غول کله گنده رو ( که همه اش باد بود!) با
هزار بدبختی رد کردیم.تقریبا راضی ام جایی که قبول شدم. امید مزرعتی هستم ترم صفر
مهندسی!
دو سه روز مونده بود که جوابای نهایی رو بدن , یکی از
آشناها که پارتیش ماشالله کلفته (!) زنگ زد که آره امید اگه گفتی کجا قبول شدی؟؟
منم گفتم چه می دونم , دونقوزآباد حتما! "امید دانشگاه سنندج قبول شدی
روزانه...باید بری پیش اقوام!" تاحالا پیش اومده کوپ کنید؟ آیا؟! ولی الان که
فکرش رو می کنم پام رو خاک کردستانه! (خاک نیس البته بتونه!) واقعا باورکردنی نبود
واسم...(حالا به این بنده خدا ها چه دخلی داره که می گی؟!) خلاصه خواستیم بگیم
تموم شد هرچی که بود.الان می فهمم که چرا انقدر دانشجو مقامش بالاست ولی بینهایت
فلک زدست!
ای وبلاگ بیچاره! چند مدت بود گرد و خاکت رو نگرفته بودم؟!
این سید هم که دیگه محلت نمی ذاره همه اش سرگرم ویرگول نقطه خودشه (اشتباه که نگفتم؟).
همیشه خدا بده از این مشغله ها.سید هم به نظرم یه پست اختصاصی گذاشته کنار واسه
بازگشایی دوباره.(ننوشتیم دیگه با این اوضاع باید بنویسی...)
متاسفانه دسترسی من به اینترنت از تهران کمتره ولی سعی می
کنم زود به زود به کارهای وبلاگ برسم و حواش (هواش - راضی شدی سید جان...!) رو داشته باشم. خیلی برنامه داشتم
برای وبلاگ ولی این برنامه ها به یه اینترنت خوب احتیاج داره که در آینده ای زود
با دعای خیر دوستان حتما مهیا می شه.
خواستم در مورد دانشگاه یه کم بنویسم ولی فرصت کم بود ,
ایشالله در مطلب بعدی...
توضيح ضروري: بدم مياد از وبلاگايي كه تكست و ترجمه يه آهنگ رو از جاي ديگه كپي پيست ميكنن؛ واسه همين اول خواستم يه تفسير بلندبالا در مورد آهنگايي كه ترجمهشونو ميذارم بنويسم؛ ولي به دلايلي ميذارم صحبتام تحتالشعاع قرار بگيرن، تا كانون توجه، تكست باشه و تعبير شما؛ پس عليالحساب متن و ترجمه آهنگ KingNothing رو بخونين تا بعدش بريم سر اصل مطلب؛ ترجيح دادم متن و ترجمه توي همديگه نباشن، چون اونجوري ذهنتون به هم ميريزه؛
King Nothing lyrics
Wish I may, wish Imight Have this I wish tonight Are you satisfied?S Dig for gold, dig for fame You dig to make yourname Are you pacified?s
All the wants youwaste All the things you've chased
Then it all crashes down And youbreak your crown And you point your finger But there's no onearound Just want one thing Just to play the king But the castle'scrumbled And you're left with just a name
Where's your crown, KingNothing?s Where's your crown?s
Hot and cold, bought and sold A heart as hardas gold Are you satisfied?S Wish I might, wishI may You wish your life away Are you pacified?S
All the wants you waste All the things you'vechased
Then it all crashes down And you break your crown And youpoint your finger But there's no one around Just want one thing Just toplay the king But the castle's crumbled And you're left with just aname
Where's your crown, King Nothing?s Where's your crown?s
I wish I may, I wish I might Have this wish Iwish tonight I want that star, I want it now I want it all and I don'tcare how
Careful what you wish Careful what you say Careful whatyou wish, you may regret it Careful what you wish, you just mightget
Then it all crashes down And you break your crown And you pointyour finger But there's no one around Just want one thing Just to playthe king But the castle's crumbled And you're left with just aname
Where's your crown, King Nothing?s
Nothing
You're just nothing Where's yourcrown, King Nothing?s You're justnothing Absolutely nothing
Off to never-never land
اي كاش بتونم... اي كاش ميتونستم... امشب اين آرزو رو دارم... آيا ارضا شدي؟ براي طلا ميكَني... براي شهرت ميكَني... ميكَني تا اسمت رو بسازي... آرام شدي؟ تمام تمناهايي كه حرام ميكني... تمام چيزهايي كه عوض كردي... بعد، همهاش ميشكنه... و تو تاجت رو ميشكني... و با انگشت اشاره ميكني (دستور ميدي)... اما هيچكس دور و برت نيست... فقط يك چيز رو ميخواي: ميخواي نقش شاه رو بازي كني! اما دژ، فروريخته و تو فقط با يك نام جا ماندهاي (شايد: برجا ماندهاي) تاجت كو هيچشاه؟ تاجت كو؟
سفت و سخت... خريد و فروش شده... قلبي به سختي طلا... آيا ارضا شدي؟ "اي كاش ميتونستم... اي كاش بتونم..." تمام زندگيت رو با آرزو ميگذروني... آروم شدي؟
اي كاش بتونم... اي كاش ميتونستم... امشب اين آرزو... اين آرزو رو دارم... اون ستاره رو ميخوام... الان اون رو ميخوام! همهشو ميخوام و برام فرقي نميكنه چهطوري...
بپّا چي آرزو ميكني... مواظب باش كه چي ميگي... مواظب باش چي آرزو ميكني... شايد افسوسش رو بخوري... مواظب باش چي آرزو ميكني...آخه امكان داره اونو بدست بياري؛
نه، تو فقط "هيچي" هستي... تاجت كجاست هيچشاه...؟
موسيقي اين كار مربوط ميشه به سال (فكر كنم) 1994 و البته آلبوم
Load (كه جداً آلبوم دوستداشتنيايه، مخصوصاً براي من؛) و بيشك خيلي مؤثره توي القاي معني؛ شاعر هم پاپاهت هستش؛ (جيمز آلن هتفيلد، متولد 1963)
کليپش قاعدتاً بايد كليپ شاخي باشه، چندتا نوازنده راك توي برف، با پالتو و از اين دستكش زرنگيا دارن ساز ميزنن؛ و وجود عنصرهايي مثل برف و آتيش و تقابل اين دوتا عنصر، حس ترانه رو توي وجود آدم بيشتر نفوذ ميده؛ و سر و وضع تقريباً خشن نوازندهها، لحن خشكي رو القا ميكنه كه اينم باز كمك ميكنه كه تكست آهنگ مثل يه نصيحت فوقالعاده جدي و خشن روي مخاطب تأثير بذاره؛ در مورد سولوي اين كار هم بايد بگم كه سولوهاي آهنگاي آلبوم Load خيلي نزديك به هم و شبيه هستن؛ اما نكتهاي كه اين سولو رو ميتونه از بقيه تميز بده، واه تنديه كه توش استفاده شده؛ و انصافاً ميزان تأثيرش از بقيه عوامل كمتر نيست؛ Vocal آهنگ هم از عوامليه كه اين آهنگ رو به ياد موندني ميكنه؛ البته خيليا شايد مدعي ضعف Vocal باشن و استناد كنن به اينكه Low Tune خونده شده (معمولاً چون خواننده نميتونه صداهاي خيلي زير رو بخونه سازها رو نيمپرده و بعضاً يك پرده بمتر كوك ميكنن تا خواننده تحت فشار كمتري باشه) ولي به نظر من و عدهاي از دوستان قابل چشم پوشيه، چون نكتههاي ارزشمندتري توي Vocal هست، مثل ديناميك تدريجياي كه در 4:25 به فرياد (نعره!) ميرسه و به راحتي موهاي تن رو سيخ ميكنه؛
Where’s Your Crown?s
در زمينه تأثير اين آهنگ روي خودمم همين نكته بس كه مدتهاست روي ديوارم زير پوستر پاپاهت نوشتم: Wheres Your Crown?s و هرروز كه بهش نيگا ميكنم به فكر فرو ميرم؛ به نظر من اين سؤال يكي از اساسيترين سؤالاييه كه ميشه از يه آدم پرسيد؛ صبح تا شب ميدويم، واقعاً واسه چي؟ چي بدست آورديم؟ چي ميخوايم بدست بياريم؟ حواسمون هست كه دنبال چي هستيم؟ خوبه آدم هر چند وقت يه بار اين مسائل فكر كنه...
نكنه ما هم "هيچشاه" باشيم؟
پ.ن. كلاً حرف نگفته زياد دارم در مورد اين آهنگ، ولي شما رو با تكست و كليپ موسيقي اين كار قشنگ، تنها ميذارم؛ داونلود آهنگ داونلود كليپ (راستش هرچي گشتم نتونستم لينك داونلود آهنگ و كليپ رو پيدا كنم، اگه كسي سراغ داره لطفاً كمكمون كنه!) ضمناً اگه شما هم شرح و تفسيري درباره آهنگي دارين، پذيرا هستيم؛ لطفاً نظرتون رو هم در مورد ادامه نوشتن شرح آهنگا بگين؛
وبلاگ فضايي است معين و مجازي كه در آن تمام افراد مادي مي توانند مطالب و دست نوشته هاي خود را در آن به نمايش بگذارند. وبلاگ شخصيت است ، با اينكه مجازي است حس دارد. با اينكه دست نوشته هايش مصنوعي است روح دارد. پرده آخر نيز قصد دارد تا ذهن و حس خود را با احساس ديگران مرتبط سازد. پرده آخر دست مايه تكنولوژي قرن 21 است و سعي دارد تا خود را به عنوان ريز قطره اي از درياي بيكران اين تكنولوژي نشان دهد و سر خود را بيرون كشد و در اين حال بگويد : ما اينيم ديگه !!!