تبليغاتX
پرده آخر
 
   
     
 
 
 

 

چقدر از این سلام ها حالم بد می شه!

آخه تو روت می شه هر دو ماه دو ماه بیای یه مطلب سلام علیک بزنی و هی قول بدی که...آره همه چی درست می شه! آقا خود شما کلافه نشدی از دست مااا؟ نه راست خدایی... البته می دونم که 85 درصد از بیننده ها مخصوصا دوستان وبلاگیم رو از دست دادم و بیشتر برای همین ناراحتم نه این باگلر زپرتی! (با کی تو!)

با عرض پوزش و شرمندگی ( روم نمیشه سرمو بیارم بالا! )

مثل اینکه باز برگشتیم ( ولی ایندفعه قول نمی دم!) یه بار بهونه مشغله می اوردیم...یه بار بهونه کنکور! امید دیگه چته سرت به سنگ خورده؟! ( بلا به دور...!!)

نه اندفعه دیگه جدا مثل اینکه یه کم دریای دل ما آروم شده و اومدیم این کشتی عن قریب به گل نشسته رو از این منجلاب و باتلاق بکشیم بیرون.

گفتیم کنکور , خدا رو شکر ... خدا رو صد هزار مرتبه شکر که کابوس تموم شد. باورم نمی شه که این غول کله گنده رو ( که همه اش باد بود!) با هزار بدبختی رد کردیم.تقریبا راضی ام جایی که قبول شدم. امید مزرعتی هستم ترم صفر مهندسی!

دو سه روز مونده بود که جوابای نهایی رو بدن , یکی از آشناها که پارتیش ماشالله کلفته (!) زنگ زد که آره امید اگه گفتی کجا قبول شدی؟؟ منم گفتم چه می دونم , دونقوزآباد حتما! "امید دانشگاه سنندج قبول شدی روزانه...باید بری پیش اقوام!" تاحالا پیش اومده کوپ کنید؟ آیا؟! ولی الان که فکرش رو می کنم پام رو خاک کردستانه! (خاک نیس البته بتونه!) واقعا باورکردنی نبود واسم...(حالا به این بنده خدا ها چه دخلی داره که می گی؟!) خلاصه خواستیم بگیم تموم شد هرچی که بود.الان می فهمم که چرا انقدر دانشجو مقامش بالاست ولی بینهایت فلک زدست!

ای وبلاگ بیچاره! چند مدت بود گرد و خاکت رو نگرفته بودم؟! این سید هم که دیگه محلت نمی ذاره همه اش سرگرم ویرگول نقطه خودشه (اشتباه که نگفتم؟). همیشه خدا بده از این مشغله ها.سید هم به نظرم یه پست اختصاصی گذاشته کنار واسه بازگشایی دوباره.(ننوشتیم دیگه با این اوضاع باید بنویسی...)

متاسفانه دسترسی من به اینترنت از تهران کمتره ولی سعی می کنم زود به زود به کارهای وبلاگ برسم و حواش (هواش - راضی شدی سید جان...!) رو داشته باشم. خیلی برنامه داشتم برای وبلاگ ولی این برنامه ها به یه اینترنت خوب احتیاج داره که در آینده ای زود با دعای خیر دوستان حتما مهیا می شه.

خواستم در مورد دانشگاه یه کم بنویسم ولی فرصت کم بود , ایشالله در مطلب بعدی...

قصد فقط یک سلام علیک دوستانه با دوستان باگلر بود.

بزنین قدش!



 
 
   |    نوشته شده توسط امید
 
 
 

توضيح ضروري: بدم مياد از وبلاگايي كه تكست و ترجمه يه آهنگ رو از جاي ديگه كپي پيست ميكنن؛ واسه همين اول خواستم يه تفسير بلندبالا در مورد آهنگايي كه ترجمه‌شونو ميذارم بنويسم؛ ولي به دلايلي ميذارم صحبتام تحت‌الشعاع قرار بگيرن، تا كانون توجه، تكست باشه و تعبير شما؛
پس علي‌الحساب متن و ترجمه آهنگ
King Nothing رو بخونين تا بعدش بريم سر اصل مطلب؛
ترجيح دادم متن و ترجمه توي همديگه نباشن، چون اونجوري ذهنتون به هم ميريزه؛

King Nothing lyrics

Wish I may, wish I might
Have this I wish tonight
Are you satisfied?S
Dig for gold, dig for fame
You dig to make your name
Are you pacified?s

All the wants you waste
All the things you've chased

Then it all crashes down
And you break your crown
And you point your finger
But there's no one around
Just want one thing
Just to play the king
But the castle's crumbled
And you're left with just a name

Where's your crown, King Nothing?s
Where's your crown?s

Hot and cold, bought and sold
A heart as hard as gold
Are you satisfied?S
Wish I might, wish I may
You wish your life away
Are you pacified?S

All the wants you waste
All the things you've chased

Then it all crashes down
And you break your crown
And you point your finger
But there's no one around
Just want one thing
Just to play the king
But the castle's crumbled
And you're left with just a name

Where's your crown, King Nothing?s
Where's your crown?s

I wish I may, I wish I might
Have this wish I wish tonight
I want that star, I want it now
I want it all and I don't care how

Careful what you wish
Careful what you say
Careful what you wish, you may regret it
Careful what you wish, you just might get

Then it all crashes down
And you break your crown
And you point your finger
But there's no one around
Just want one thing
Just to play the king
But the castle's crumbled
And you're left with just a name

Where's your crown, King Nothing?s

Nothing

You're just nothing
Where's your crown, King Nothing?s
You're just nothing
Absolutely nothing

Off to never-never land


اي كاش بتونم... اي كاش ميتونستم... امشب اين آرزو رو دارم...
آيا ارضا شدي؟
براي طلا مي‌كَني... براي شهرت مي‌كَني... مي‌كَني تا اسمت رو بسازي...
آرام شدي؟
تمام تمناهايي كه حرام ميكني...
تمام چيزهايي كه عوض كردي...
بعد، همه‌اش مي‌شكنه... و تو تاجت رو مي‌شكني...
و با انگشت اشاره مي‌كني (دستور ميدي)... اما هيچكس دور و برت نيست...
فقط يك چيز رو مي‌خواي: مي‌خواي نقش شاه رو بازي كني!
اما دژ، فروريخته و تو فقط با يك نام جا مانده‌اي (شايد: برجا مانده‌اي)
تاجت كو هيچ‌شاه؟ تاجت كو؟

سفت و سخت... خريد و فروش شده... قلبي به سختي طلا...
آيا ارضا شدي؟
"اي كاش ميتونستم... اي كاش بتونم..."
تمام زندگيت رو با آرزو ميگذروني...
آروم شدي؟

اي كاش بتونم... اي كاش ميتونستم...
امشب اين آرزو... اين آرزو رو دارم...
اون ستاره رو ميخوام... الان اون رو ميخوام!
همه‌شو ميخوام و برام فرقي نميكنه چه‌طوري...

بپّا چي آرزو مي‌كني... مواظب باش كه چي ميگي...
مواظب باش چي آرزو ميكني... شايد افسوسش رو بخوري...
مواظب باش چي آرزو ميكني...آخه امكان داره اونو بدست بياري؛

نه، تو فقط "هيچي" هستي...
تاجت كجاست هيچ‌شاه...؟


موسيقي اين كار مربوط ميشه به سال (فكر كنم) 1994 و البته آلبوم Load (كه جداً آلبوم دوست‌داشتني‌ايه، مخصوصاً براي من؛)
و بي‌شك خيلي مؤثره توي القاي معني؛
شاعر هم پاپاهت هستش؛ (جيمز آلن هتفيلد، متولد 1963)

کليپش قاعدتاً بايد كليپ شاخي باشه، چندتا نوازنده راك توي برف، با پالتو و از اين دستكش زرنگيا دارن ساز ميزنن؛ و وجود عنصرهايي مثل برف و آتيش و تقابل اين دوتا عنصر، حس ترانه رو توي وجود آدم بيشتر نفوذ ميده؛ و سر و وضع تقريباً خشن نوازنده‌ها، لحن خشكي رو القا ميكنه كه اينم باز كمك ميكنه كه تكست آهنگ مثل يه نصيحت فوق‌العاده جدي و خشن روي مخاطب تأثير بذاره؛
در مورد سولوي اين كار هم بايد بگم كه سولوهاي آهنگاي آلبوم
Load خيلي نزديك به هم و شبيه هستن؛ اما نكته‌اي كه اين سولو رو ميتونه از بقيه تميز بده، واه تنديه كه توش استفاده شده؛ و انصافاً ميزان تأثيرش از بقيه عوامل كمتر نيست؛
Vocal آهنگ هم از عوامليه كه اين آهنگ رو به ياد موندني ميكنه؛ البته خيليا شايد مدعي ضعف Vocal باشن و استناد كنن به اينكه Low Tune خونده شده (معمولاً چون خواننده نميتونه صداهاي خيلي زير رو بخونه سازها رو نيم‌پرده و بعضاً يك پرده بم‌تر كوك ميكنن تا خواننده تحت فشار كمتري باشه) ولي به نظر من و عده‌اي از دوستان قابل چشم پوشيه، چون نكته‌هاي ارزشمندتري توي Vocal هست، مثل ديناميك تدريجي‌اي كه در 4:25 به فرياد (نعره!) ميرسه  و به راحتي موهاي تن رو سيخ ميكنه؛

Where’s Your Crown?s


در زمينه تأثير اين آهنگ روي خودمم همين نكته بس كه مدتهاست روي ديوارم زير پوستر پاپاهت نوشتم: Wheres Your Crown?s و هرروز كه بهش نيگا ميكنم به فكر فرو ميرم؛
به نظر من اين سؤال يكي از اساسي‌ترين سؤالاييه كه ميشه از يه آدم پرسيد؛
صبح تا شب مي‌دويم، واقعاً واسه چي؟ چي بدست آورديم؟ چي مي‌خوايم بدست بياريم؟ حواسمون هست كه دنبال چي هستيم؟
خوبه آدم هر چند وقت يه بار اين مسائل فكر كنه...

نكنه ما هم "هيچ‌شاه" باشيم؟

پ.ن. كلاً حرف نگفته زياد دارم در مورد اين آهنگ، ولي شما رو با تكست و  كليپ موسيقي اين كار قشنگ، تنها ميذارم؛
داونلود آهنگ
داونلود كليپ
(راستش هرچي گشتم نتونستم لينك داونلود آهنگ و كليپ رو پيدا كنم، اگه كسي سراغ داره لطفاً كمكمون كنه!)
ضمناً اگه شما هم شرح و تفسيري درباره آهنگي دارين، پذيرا هستيم؛
لطفاً نظرتون رو هم در مورد ادامه نوشتن شرح آهنگا بگين؛

 
 
   |    نوشته شده توسط محمدرضا
 
 
 


چنگیزخان مغول

به روایت طاریخ تنز

قسمت دوم

 

برای خواندن قسمت اول این روایت کلیک کنید

و ادامه ماجرا...

اولین کار چنگیزخان , وضع قوانین بسیار خشکی به نام یاسا بود. از آنجا که این قوانین بسیار خشک بودند , اجرای آنها برای مردمی که به قوانین خیس عادت داشتند , خیلی سخت بود. اما کم کم به آنها عادت کردند. قوانین یاسا عبارت بود از یک سری قوانین که یاسا نام داشت! ( به این می گویند یک تعریف جامع و کامل!)

حالا چنگیزخان باید شروع به فتح سرزمین های اطراف مغولستان می کرد. اولین کشور چین بود که هم دم دست تر بود و هم باحال تر. در آن زمان , چین صاحب امپراتوری جوان بود که هنوز دست راست و چپش را بلد نبود. فقط فکر شانه کردن و روغن زدن به مو هایش بود. او پیکی پیش چنگیزخان فرستاد و به او گفت که باید خراج و مالیات بدهی , چون که خرج روغن کاریه موهایم بالا رفته است! چنگیزخان هم گفت: (( الان چنان خراج و مالیاتی به تو بدهم که کیف کنی! ))

به این ترتیب بود که چنگیز حمله وسیعی را به چین تدارک دید. فرمانده سپاه چین , وقتی که دید نمی تواند جلو مغول را بگیرد , کمی سم خورد و خودش را خودکشی کرد! امپراتور هم که معلوم نشد کجا رفت و آیا به خراج و مالیاتش رسید یا خیر.

چین در آن زمان سرزمین آباد و متمدنی بود و چنگیزخان فهمید که زندگی در چنین جایی برای او و افرادش سخت است. آنها به قلوه سنگ و اسب و سرگرمی های شیرینی مثل آدم کشتن , عادت کرده بودند و بنابراین , روحیه آنها با دیوار ساختن و سلام چینی دادن و کتاب خواندن و اینجور سوسول بازی ها جور در نمی آمد. بنابراین , چنگیز چین را به یکی از افراد به نام موهولی سپرد وغنایم چینی ها را سوار ارابه ها کرد و راه افتاد که برود سرزمین های دیگر را بگیرد. ( نام موهولی را از این جهت آوردم که یک وقت خیال نکنید دارم خالی می بندم!)

چنگیز چهار پسر داشت که بعد از ازدواج , آنها را به دنیا آورده بود. جوکی , بزرگترین پسرش بود و برخلاف اسمش که خیال می کنید خیلی اهل جوک و این جور چیزها بود , اتفاقا از آن نامردهای روزگار بود. او حتی یک پسر به نام باتو داشت که بعدها پدر روس ها را درآورد. دومین پسر چنگیز , چاتاقای نام داشت که بعدها در شغل شریف امپراتوری مغول در هند , مشغول به کار شد. سومین پسرش , اوگتای بود که عین بچگی های پدرش , خیلی اهل بزن بزن و بکش بکش بود و به همین خاطر , بعدها چنگیز او را به جانشینی خودش معرفی کرد. چهارمین پسرش که جوان ترین آنها بود , توله (ببخشید) تولی نام داشت که بعدها صاحب پسری به نام قوبیلای شد که به امپراتوری چین رسید. سفر مارکوپولوی خودمان در زمان او انجام گرفت.

مغول ها به صنعت کشاورزی , اهمیت زیادی می دادند. روی همین اصل , به هر سرزمینی که قدم می گذاشتند , آنجا را کاملا شخم می زدند! چنگیزخان بعد از مدتی تصمیم گرفت در سرزمین های وسیع امپراتوری خوارزمشاهیان هم به کشاورزی رونق دهد. بنابراین , مقداری هدیه برای محمد خوارزمشاه فرستاد و به او گفت که : (( بیا با هم دوست باشیم )) اما شاه , فرستادگان چنگیز را کشت و همه هدایا را بالا کشید. چنگیزخان هم حدود 250 هزار نفر از بهترین شخم زنهایش را جمع کرد و بعد از کیلومترها پیاده روی , درحالی که محمدخوارزمشاه مشغول سبک سنگین کردن هدیه ها بود, مثل مور و ملخ ریختند توی مملکت و بلافاصله شروع کردن به شخم زدن شهرها.محمدشاه هم فرار کرد و به جزیره ای رفت و چون کاری از دستش برنمی آمد , تصمیم گرفت همان جا دق کند و بمیرد!

چنگیز به خائنان رحم نمی کرد. او ابتدا به افرادی که دروازه های شهرها را به روی او باز کرده بودند , غذا و لباس حسابی می داد و بعد آنها را می کشت.

بعد از فتح ایران , مغول ها که از بیکاری حوصله شان سر رفته بود , تصمیم گرفتند دوباره به چین حمله کنند. اما کم کم , حال چنگیز بد و بدتر شد و سرانجام , در حالی که فقط 65 سال سن داشت , برای اولین بار مرد! جسد او را فورا توی خاک کردند که مبادا دوباره هوس کشورگشایی کند.

اما پسران چنگیز که حسابی دور برداشته بودند و تازه توی سرازیری کره زمین افتاده بودند , نتوانستند جلو خودشان را بگیرند و اتریش و یک سوم خاک اروپا را تسخیر کردند و به نزدیکی سواحل اقیانوس اطلس رسیدند , اما چون ترسیدند که توی آب بیفتند , به هر زحمتی که بود , دور زدند و به سمت صحرای گبی برگشتند. انگار قلوه سنگ بازی و گوش دادن به صدای آسمان غرمبه , بیشتر به آنها مزه می داد.

با دخل و تصرف از

تاریخ از این ور

این مجموعه شامل روایت های دیگری نیز هست , که عبارتند از: تیمور لنگ , ناصرالدین شاه , هارون الرشید , ناپلئون , مارکوپولو و کریستف کلمب.

اگه مایل به خواندن هرکدام از داستان ها بودید حتما تو قسمت نظر ها مطرح کنید.


 
 
   |    نوشته شده توسط امید
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Fix Template

سي دي كاتالوگ چند رسانه اي گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog دامنه فارسی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور